icon icon Home
icon icon Accounts
icon icon Quick start
icon icon Symbols

رکود بزرگ ۱۹۲۹؛ فاجعه‌ای که اقتصاد جهان را دگرگون کرد

نویسنده
مسعود جزینی
مسعود جزینی
calendar آخرین بروزرسانی: 9 آذر 1404
watch زمان مطالعه 1 دقیقه

«رکود بزرگ» فقط یک بحران اقتصادی در کتاب‌های تاریخ نیست؛ نقطه عطفی است که شیوه نگاه جهان به بازارهای مالی، سیاست‌های پولی و مالی و نقش دولت در اقتصاد را کاملا عوض کرد.

این بحران از سقوط وال استریت در اکتبر ۱۹۲۹ شروع شد و تقریبا تا آغاز جنگ جهانی دوم ادامه پیدا کرد. در این دوره، تولید صنعتی سقوط کرد، رکود اقتصادی شدید به وجود آمد، نرخ بیکاری در بعضی کشورها به حدود ۳۰ درصد رسید، هزاران بانک ورشکست شدند و تجارت جهانی بیش از ۵۰ درصد کوچک شد.

bookmark
نکات کلیدی
  • رکود بزرگ باعث شد علم اقتصاد کلان مدرن و موج جدی نقد و بازنگری در نظریه «بازارهای خودتنظیم» شکل بگیرد و در نهایت به اجماع‌های جدید بعد از جنگ جهانی دوم منتهی شود.
  • یکی از پیامدهای اجتماعی کمتر دیده شده رکود بزرگ، کاهش قابل‌ توجه نرخ تولد و ازدواج در بسیاری از کشورها بود، چون خانواده‌ها آینده اقتصادی را ناامن می‌دیدند.
  • رکود بزرگ نقش مهمی در رشد رسانه‌های جمعی مانند رادیو و سینما داشت و مردم برای فرار از فشار روانی بحران، بیش از قبل به سرگرمی‌های ارزان و جمعی رو آوردند.

رکود بزرگ چه بود و از کجا آغاز شد؟

براساس منابعی مانند Wikipedia، رکود بزرگ (Great Depression) یک بحران اقتصادی جهانی بود که از سال ۱۹۲۹ آغاز شد و تا حدود سال ۱۹۳۹ ادامه یافت. این بحران ابتدا در ایالات متحده و در پی سقوط بازار سهام نیویورک (وال استریت) به وجود آمد و سپس از طریق تجارت جهانی، نظام مالی و استاندارد طلا به سایر کشورها سرایت کرد. 

بر اساس داده‌های تاریخی:

  • تولید ناخالص داخلی (GDP) در جهان حدود ۱۵ درصد کاهش یافت؛ در آمریکا این افت حدود ۳۰ درصد بود؛
  • نرخ بیکاری در آمریکا تا حدود ۲۵ درصد بالا رفت؛
  • بیش از ۹۰۰۰ بانک آمریکایی از مجموع ۲۵ هزار بانک تعطیل شدند؛
  • تجارت جهانی بیش از نصف شد و قیمت بسیاری از محصولات کشاورزی تا حدود ۶۰ درصد سقوط کرد.

به زبان ساده، رکود بزرگ یعنی ترکیب هم‌زمان سقوط تولید، بیکاری گسترده، کاهش قیمت‌ها (تورم منفی)، ورشکستگی بانک‌ها و قطع شدن جریان اعتباری؛ وضعیتی که یک حباب اقتصادی ترکیده و سیستم مالی توان پاسخگویی ندارد.

سقوط وال استریت ۱۹۲۹؛ جرقه آغاز بحران 

سقوط وال استریت در سال ۱۹۲۹ اولین شوک جدی بود که ضعف‌های پنهان اقتصاد آمریکا را آشکار کرد و روند گذار از دوران رونق دهه ۲۰ به یکی از عمیق‌ترین رکودهای تاریخ را آغاز کرد.

چه اتفاقی در سه‌شنبه سیاه (Black Tuesday) رخ داد؟ 

در پاییز ۱۹۲۹، بازار سهام آمریکا بعد از یک دوره چند ساله رشد سریع وارد فاز سقوط شد. این ریزش در چند روز رخ داد که مشهورترین آنها:

  • پنج‌شنبه سیاه – ۲۴ اکتبر ۱۹۲۹؛
  • دوشنبه سیاه – ۲۸ اکتبر ۱۹۲۹؛
  • سه‌شنبه سیاه – ۲۹ اکتبر ۱۹۲۹.

در سه‌شنبه سیاه بیش از ۱۶ میلیون سهم در بورس نیویورک معامله شد؛ حجم فوق‌العاده‌ای که در آن زمان بی‌سابقه بود. قیمت سهام به شکل ناگهانی سقوط کرد، میلیاردها دلار ثروت روی کاغذ از بین رفت و ترس و وحشت بر بازار حاکم شد. 

این سقوط الزما تنها علت رکود بزرگ نبود، اما نقطه شروع بحران اعتماد به سیستم مالی و آغاز زنجیره‌ای از ورشکستگی‌ها و کاهش تقاضا شد.

نقش بازار سهام در گسترش بحران 

در سال‌های قبل از ۱۹۲۹، بسیاری از سرمایه‌گذاران به صورت اعتباری سهام می‌خریدند؛ یعنی با پول قرض گرفته از بانک‌ها و کارگزاران، در بازار سهام وارد می‌شدند. این ساختار باعث شد:

تا زمانی که قیمت‌ها بالا می‌رفت، سود ظاهری زیاد شود و سفته‌بازی تشویق شود. اما وقتی سقوط شروع شد، درخواست تکمیل وجه تضمین فعال شد، بسیاری نتوانستند وجه را تامین کنند و مجبور به فروش اجباری شدند و در نتیجه، فروش‌های اجباری، سقوط قیمت‌ها را تشدید کرد و اثر دومینویی به وجود آورد.

در عمل، بازار سهام مانند آینه‌ای بزرگ، همه ضعف‌های نهفته در اقتصاد آمریکا را یکجا نشان داد و ترکیدن حباب اقتصادی در وال استریت، اعتماد عمومی به سیستم بانکی و بازار سرمایه را به شدت تضعیف کرد.

واکنش بانک‌ها، دولت و مردم آمریکا به سقوط بورس 

براساس وب سایت Federal Reserve History، واکنش‌ها در سه سطح رخ داد:
  • مردم
    • مردم عادی که پس‌انداز خود را در بانک‌ها یا بازار سهام گذاشته بودند، در صف‌های طولانی جلوی بانک‌ها قرار گرفتند تا پول خود را برداشت کنند.
    • این هجوم به بانک‌ها باعث شد حتی بانک‌های سالم هم با کمبود نقدینگی روبه‌رو شوند.
  • بانک‌ها
    • بسیاری از بانک‌ها که خودشان در بورس سهام‌دار بودند یا به سرمایه‌گذاران اعتبار داده بودند، با سقوط قیمت سهام زیان سنگینی دیدند.
    • حدود هزاران بانک در آمریکا ورشکست شدند، که در برخی مناطق عملا دسترسی مردم به خدمات مالی قطع شد. 
  • دولت و فدرال رزرو
    • دولت هربرت هوور در ابتدا بر عدم مداخله جدی تاکید کرد و معتقد بود بازار خودش را اصلاح می‌کند.
    • در سال ۱۹۳۰، تصویب تعرفه اسموت-هاولی (Smoot-Hawley Tariff) با افزایش شدید تعرفه واردات، جنگ تجاری با سایر کشورها را تشدید کرد و به تعمق بحران اقتصادی کمک کرد.
    • فدرال رزرو نیز در سال‌های اول، سیاست‌های پولی انقباضی و دفاع از استاندارد طلا را در پیش گرفت که دسترسی به نقدینگی را محدودتر کرد، در حالی که اقتصاد به تزریق پول نیاز داشت.

دلایل اصلی رکود بزرگ 

اقتصاددانان هنوز درباره وزن هر عامل بحث می‌کنند، اما مجموعه‌ای از عوامل کنار هم، این بحران اقتصادی ۱۹۲۹ را به رکودی عمیق و طولانی تبدیل کرد.
رکود بزرگ

گسترش سفته‌بازی و حباب سهام 

در دهه ۱۹۲۰، اقتصاد آمریکا رشد بالایی را تجربه می‌کرد. تولید صنعتی، مصرف خانگی و بازار سهام همگی در حال افزایش بودند. این فضا باعث شد:

  • توقع سرمایه‌گذاران از ادامه بی‌پایان رشد قیمت‌ها شکل بگیرد؛
  • خریدهای سنگین با اعتبار انجام شوند؛
  • قیمت سهام از ارزش واقعی شرکت‌ها فاصله بگیرد و یک حباب سهام ایجاد شود.

زمانی که داده‌های اقتصادی شروع به تضعیف کرد و رشد شرکت‌ها کند شد، این حباب دیگر قابل دفاع نبود و با کمترین شوک ترکید.

ضعف سیستم بانکی و نبود نظارت مالی 

سیستم بانکی دهه ۱۹۲۰:

  • بیمه سپرده نداشت؛ یعنی اگر بانکی ورشکست می‌شد، سپرده‌گذاران تقریبا همه چیز را از دست می‌دادند؛
  • مقررات نظارتی امروز مانند کفایت سرمایه، محدودیت روی وام‌های پرریسک و گزارشگیری شفاف وجود نداشت؛
  • بسیاری از بانک‌ها هم‌زمان در بورس فعال بودند، به سفته‌بازی دامن می‌زدند و ریسک خود را مدیریت نمی‌کردند.

نتیجه این ضعف ساختاری، بحران اعتماد بود. با کوچک‌ترین نشانه خطر، مردم برای برداشت پول هجوم می‌آوردند و همین «هجوم» خود به تنهایی می‌توانست یک بانک را زمین بزند.

sms-star

مطابق سند رسمی Basel III – Capital Adequacy Framework،  کفایت سرمایه یعنی اینکه یک بانک به اندازه کافی سرمایه داشته باشد (پول خود بانک، نه پول سپرده‌گذارها) تا اگر وام‌ها برنگشت یا دارایی‌ها افت ارزش داشت، ورشکست نشود. نسبت کفایت سرمایه معمولا به صورت درصدی از دارایی‌های ریسکی بانک سنجیده می‌شود و هرچه بالاتر باشد، تاب‌آوری بانک در برابر شوک‌های مالی بیشتر است.

کاهش تقاضای مصرفی و بحران در بخش تولید 

با سقوط بازار سهام و افزایش بیکاری:
  • درآمد خانوارها کاهش یافت؛
  • مردم خرید کالاهای بادوام مانند خودرو، لوازم خانگی و ماشین‌آلات را به تعویق انداختند؛
  • شرکت‌ها با کاهش فروش روبه‌رو شدند و برای حفظ نقدینگی، تولید را کاهش دادند و نیروی کار را تعدیل کردند؛
  • این کاهش مصرف و تولید، یک چرخه رکودی ایجاد کرد: 
کاهش درآمد ← کاهش مصرف ← کاهش تولید ← بیکاری بیشتر ← کاهش مصرف بیشتر.

سیاست‌های اشتباه دولت و فدرال رزرو 

در کنار عوامل ساختاری، سیاست‌های اقتصادی اشتباه باعث شد رکود بزرگ عمیق‌تر و طولانی‌تر شود:
  • سیاست پولی انقباضی در سال‌های ابتدایی بحران، در حالی که اقتصاد به کاهش نرخ بهره و تزریق نقدینگی نیاز داشت؛
  • اصرار بر حفظ استاندارد طلا که دست دولت و بانک مرکزی را برای چاپ پول و اجرای سیاست‌های ضد رکودی بست؛
  • سیاست‌های تجاری حمایتی مانند تعرفه اسموت-هاولی که تجارت جهانی را مختل کرد و رکود را به سایر کشورها صادر کرد.
این ترکیب باعث شد به جای استفاده از ابزارهای سیاست‌های مالی و پولی برای تحریک اقتصاد، فشار رکودی تشدید شود.
sms-star

استاندارد طلا سیستمی بود که در آن ارزش پول هر کشور بر اساس مقدار مشخصی طلا تعریف می‌شد و دولت متعهد بود اسکناس‌ها را در صورت تقاضا به طلا تبدیل کند. در این نظام، نرخ برابری ارزها نسبت به هم تقریبا ثابت می‌ماند، اما در زمان بحران اقتصادی، دست دولت و بانک مرکزی برای چاپ پول و اجرای سیاست‌های حمایتی خیلی محدود می‌شد.

تاثیر زنجیره‌ای بحران آمریکا بر سایر کشورها 

اقتصاد جهان در دهه ۱۹۳۰ از چند کانال به آمریکا وابسته بود:
  • استاندارد طلا، ارزها و سیاست‌های پولی را به هم گره زده بود؛
  • بسیاری از کشورها، به ویژه آلمان و اتریش، از آمریکا وام گرفته بودند؛
  • بازار آمریکا یکی از مقاصد مهم صادراتی بود.
وقتی بحران از آمریکا شروع شد:
  • بانک‌های آمریکایی وام‌های خارجی را پس گرفتند یا تمدید نکردند؛
  • تجارت جهانی به شدت کاهش یافت؛
  • رکود اقتصادی در اروپا، آمریکای لاتین و دیگر مناطق نیز گسترش پیدا کرد؛
  • در کشورهایی مانند آلمان، رکود و بیکاری گسترده زمینه را برای افراط‌گرایی سیاسی آماده کرد.

پیامدهای اقتصادی و اجتماعی رکود بزرگ 

پیامدهای اقتصادی و اجتماعی رکود بزرگ فقط در آمار تولید و بیکاری خلاصه نشد، بلکه به تدریج ساختار زندگی روزمره، الگوی مصرف، ثبات مالی و حتی روابط میان کشورها را دگرگون کرد.

بیکاری گسترده و فقر عمومی 

در اوج رکود بزرگ:
  • نرخ بیکاری در آمریکا به حدود ۲۵ درصد رسید؛
  • در آلمان، این عدد به حدود ۳۰ درصد نزدیک شد؛
  • کاهش دستمزدها و کمبود شغل، فقر عمومی را به پدیده‌ای فراگیر تبدیل کرد.
بسیاری از مردم حتی برای تامین غذای روزانه خود به خیریه‌ها، سوپ‌کیچن‌ها و کمک‌های دولتی وابسته شدند.
sms-star

«سوپ‌کیچن»‌ها آشپزخانه‌ها یا مراکز خیریه‌ای بودن که در دوره‌هایی مانند رکود بزرگ، به صورت رایگان یا با هزینه بسیار کم به فقرا غذا (معمولا سوپ و نان) می‌دادند. هدف آنها این بود که کسانی که شغل و درآمد خود را از دست داده‌اند، حداقل از نظر تغذیه کاملا بی‌پناه نمانند.

ورشکستگی بانک‌ها و کسب‌ و کارها 

در طی این رکورد:

  • هزاران بانک کوچک و متوسط در آمریکا ورشکست شدند؛
  • بنگاه‌های تولیدی، شرکت‌های تجاری و حتی کسب‌ و کارهای خانوادگی کوچک، به دلیل نبود نقدینگی و کاهش تقاضا تعطیل شدند؛
  • در جوامعی که دسترسی به سیستم مالی مدرن نداشتند، رکود به شکل کاهش شدید درآمد کشاورزان، کاهش دستمزد کارگران و توقف پروژه‌های عمرانی ظاهر شد.

این وضعیت، نمونه کلاسیک یک بحران اقتصادی است که از بازار مالی شروع می‌شود اما خیلی سریع به اقتصاد واقعی یعنی تولید، اشتغال و رفاه مردم سرایت می‌کند.

مهاجرت، بی‌خانمانی و تغییر سبک زندگی مردم 

رکود بزرگ فقط اعداد و نمودار نبود؛ سبک زندگی مردم را نیز تغییر داد:

  • در آمریکا، پدیده هوورویل (Hoovervilles) که به سکونت‌گاه‌های موقت بی‌خانمان‌ها در حاشیه شهرها گفته می‌شد، رخ داد و افراد زیادی به این سکونت‌گاهها پناه بردند.
  • براساس سایت loc.gov، بسیاری از کشاورزان در اثر ترکیب رکود اقتصادی و بحران زیست محیطی داست بول، زمین‌های خود را ترک کردند و به دنبال کار به ایالت‌های دیگر مهاجرت کردند.
  • الگوی مصرف مردم به سمت صرفه‌جویی شدید، تعمیر به جای خرید و استفاده حداکثری از منابع موجود رفت.
sms-star

بحران زیست محیطی داست بول (Dust Bowl) به دوره‌ای در دهه ۱۹۳۰ در آمریکا گفته می‌شود که به خاطر خشکسالی شدید و شخم زدن  بی‌رویه زمین‌های کشاورزی، طوفان‌های گرد و غبار عظیم به وجود آمد. این طوفان‌ها خاک حاصل‌خیز را از بین برد، کشاورزی را نابود کرد و هزاران خانواده کشاورز را مجبور به مهاجرت و ترک زمین‌ها کرد.

تاثیر بحران بر کشاورزی و تجارت جهانی 

کشاورزی و تجارت جهانی نیز از پیامدهای رکود بزرگ 1929 در امان نماندند. در این دوره: 

  • قیمت محصولات کشاورزی در بسیاری از کشورها تا ۶۰ درصد کاهش یافت؛
  • کشاورزان با بدهی بانکی و کاهش قیمت محصولات روبه‌رو شدند و عملا حاشیه سود آنها از بین رفت؛
  • تجارت جهانی بیش از ۵۰ درصد کوچک شد، زیرا کشورها برای حمایت از تولید داخلی، تعرفه‌ها را بالا بردند و سیاست‌های حمایتی شدیدی اعمال کردند.

این وضعیت نشان می‌دهد چگونه یک بحران در بازار مالی آمریکا می‌تواند از طریق تجارت، قیمت کالاها و جریان سرمایه به یک رکود اقتصادی جهانی تبدیل شود.

سیاست‌های نجات و دوران ریکاوری بعد از رکود بزرگ 

پس از فروکش شوک اولیه رکود بزرگ، دوره‌ای آغاز شد که در آن دولت‌ها، به ویژه در آمریکا، با ترکیبی از مداخله‌های گسترده اقتصادی، اصلاحات ساختاری و برنامه‌های حمایتی تلاش کردند اقتصاد را از سقوط آزاد به مسیر ریکاوری و ثبات بلندمدت برگردانند.

رکود بزرگ

برنامه نیو دیل (New Deal) فرانکلین روزولت 

در سال ۱۹۳۲، فرانکلین روزولت با وعده «New Deal» رئیس‌جمهور آمریکا شد. هدف اصلی نیو دیل:

  • ایجاد اشتغال؛
  • حمایت از اقشار آسیب‌پذیر؛
  • اصلاح ساختار سیستم بانکی و مالی؛
  • بازگرداندن اعتماد عمومی به نظام اقتصادی بود.

نیو دیل شامل مجموعه‌ای از برنامه‌ها و نهادهای جدید مانند:

  • پروژه‌های عمرانی بزرگ برای ایجاد شغل؛
  • حمایت از کشاورزان؛
  • وضع مقررات جدید برای بازار سهام و بانک‌ها؛
  • ایجاد سیستم‌های اولیه تامین اجتماعی بود.

اصلاحات اقتصادی، اشتغال‌زایی و بازسازی اعتماد 

مهم‌ترین اصلاحات این دوره عبارت‌اند از:

  • ایجاد بیمه سپرده برای محافظت از سپرده‌گذاران در برابر ورشکستگی بانک‌ها؛
  • تصویب قوانین نظارتی مانند قانون گلس–استیگال (Glass-Steagall Act) برای جداسازی بانکداری تجاری و سرمایه‌گذاری برای جلوگیری از ریسک‌پذیری بیش از حد بانک‌ها و تکرار بحران‌هایی مانند رکود بزرگ؛
  • تقویت نقش دولت در ایجاد اشتغال از طریق پروژه‌های عمرانی؛
  • شکل‌گیری نهادهای نظارتی بر بازار سهام برای جلوگیری از حباب‌های سفته‌بازانه مشابه دهه ۱۹۲۰.

این اصلاحات زیرساخت‌های مهمی را برای نظام مالی مدرن ایجاد کردند و به تدریج، اعتماد مردم به بانک‌ها و بازار سرمایه بازگشت.

sms-star

طبق تعریف موجود در fdic.gov، بیمه سپرده یعنی اگر بانکی ورشکست شد، تمام پول سپرده‌گذارها از بین نرود و تا سقف مشخصی توسط یک نهاد دولتی یا صندوق ضمانت، به آنها برگردانده شود. هدف این است که مردم با خیال راحت‌تر پول خود را در بانک نگه دارند و از هجوم به بانک‌ها در زمان بحران جلوگیری شود.

نقش دولت در شکل‌گیری نظام جدید اقتصادی 

رکود بزرگ باعث شد نگاه کلاسیک «دولت حداقلی» در اقتصاد دچار چالش شود. از این دوره به بعد:

  • نقش دولت در مدیریت چرخه‌های اقتصادی و استفاده فعال از سیاست‌های مالی (افزایش هزینه‌های دولتی، کاهش مالیات‌ها در دوران رکود) و سیاست‌های پولی (کاهش نرخ بهره، تزریق نقدینگی) تقویت شد.
  • ایده‌های کینزی درباره ضرورت مداخله دولت در رکودهای عمیق، به تدریج در سیاست‌گذاری‌ها پذیرفته شد.
  • بسیاری از کشورها سیستم‌های رفاهی و تامین اجتماعی را گسترش دادند تا تکرار فقر گسترده دهه ۱۹۳۰ را کاهش دهند.

به زبان ساده، رکود بزرگ باعث شد ستون‌های اصلی نظام اقتصادی مدرن، از سیاست‌های مالی ضدچرخه‌ای گرفته تا بیمه سپرده و نظارت بر بازار شکل علمی‌تر و ساختاریافته‌تری پیدا کند.

sms-star

ایده‌های کینزی (بر اساس دیدگاه جان مینارد کینز) می‌گویند که در دوران رکود، بازارها خود به‌ خود و سریع به تعادل برنمی‌گردند و دولت باید فعالانه وارد عمل شود. کینز معتقد بود با افزایش هزینه‌های دولتی، پروژه‌های عمرانی و سیاست‌های مالی و پولی انبساطی می‌توان تقاضای کل را بالا برد، بیکاری را کاهش داد و اقتصاد را از رکود عمیق بیرون کشید.

تاثیر رکود بزرگ بر سیاست و جنگ جهانی دوم 

رکود بزرگ فقط معادلات اقتصادی را برهم نزد، بلکه توازن قدرت سیاسی در اروپا و جهان را تغییر داد و با تقویت جنبش‌های افراطی، یکی از زمینه‌های اصلی شکل‌گیری و شعله‌ور شدن جنگ جهانی دوم شد.

رکود بزرگ

رشد ملی‌گرایی و زمینه‌سازی برای ظهور فاشیسم 

بحران اقتصادی عمیق، بیکاری گسترده و احساس تحقیر بعد از جنگ جهانی اول، در بسیاری از کشورها فضا را برای ملی‌گرایی افراطی و ایدئولوژی‌های رادیکال آماده کرد.

در این شرایط:

  • در ایتالیا، فاشیسم موسولینی خود را به عنوان راه حلی قاطع برای بازگرداندن «شکوه ملی» معرفی کرد؛
  • در آلمان، ترکیب پیامدهای جنگ جهانی اول، غرامت‌های سنگین و رکود بزرگ، جامعه را مستعد پذیرش شعارهای افراطی کرد.
sms-star

«شکوه ملی» یعنی تصویر آرمانی و پرغروری که یک ملت از خودش دارد؛ ترکیبی از قدرت، پیشرفت، اعتبار بین‌المللی و احساس افتخاری که مردم نسبت به تاریخ، فرهنگ و دستاوردهای کشور تجربه می‌کنند. در ادبیات سیاسی، معمولا زمانی از شکوه ملی حرف زده می‌شود که رهبران می‌خواهند حس بازگشت به عظمت از دست رفته یا تقویت غرور جمعی را برجسته کنند.

وضعیت اروپا و قدرت‌گیری آلمان نازی 

در آلمان:
  • رکود بزرگ نرخ بیکاری را به حدود ۳۰ درصد رساند؛
  • بسیاری از مردم از احزاب میانه‌رو ناامید شدند؛
  • حزب نازی به رهبری آدولف هیتلر با وعده اشتغال، بازسازی اقتصاد و لغو محدودیت‌های تحمیلی بعد از جنگ جهانی اول، حمایت گسترده‌ای به دست آورد؛
  • با به قدرت رسیدن هیتلر، برنامه‌های گسترده تسلیحاتی و نظامی اجرا شد که بیکاری را کاهش داد، اما جهان را به سمت جنگ جهانی دوم سوق داد.

چگونه بحران اقتصادی مسیر تاریخ را تغییر داد؟ 

بدون رکود بزرگ، احتمالا:
  • ظهور فاشیسم در آلمان و ایتالیا با این سرعت و شدت رخ نمی‌داد؛
  • نظام مالی جهانی دیرتر و شاید متفاوت‌تر اصلاح می‌شد؛
  • نقش دولت در اقتصاد به این اندازه گسترش نمی‌یافت.
به همین دلیل، بسیاری از مورخان معتقدند رکود بزرگ نه فقط یک بحران اقتصادی، بلکه نقطه چرخش سیاسی و اجتماعی قرن بیستم بود که به شکل‌گیری نظم جدید جهانی پس از جنگ جهانی دوم منجر شد.

شباهت‌ها و تفاوت‌های رکود بزرگ با بحران‌های اقتصادی مدرن

از منظر معامله‌گران و تحلیلگران بازارهای مالی، مقایسه رکود بزرگ با بحران‌هایی مانند بحران مالی ۲۰۰۸ یا رکود ناشی از همه‌گیری کرونا چند نکته مهم آموزشی دارد: شباهت‌ها:
  • در همه این موارد، یک دوره رشد سریع قیمت دارایی‌ها (سهام، مسکن، اعتبارات) و سفته‌بازی شدید وجود دارد؛
  • ضعف نظارت مالی و خوش‌بینی بیش از حد، ریسک سیستماتیک را بزرگ می‌کند؛
  • وقتی اعتماد فرو می‌ریزد، هراس بازار و کمبود نقدینگی بحران را تشدید می‌کند.
تفاوت‌ها:
  • امروز سیستم بانکی در بسیاری از کشورها بیمه سپرده، الزامات سرمایه‌ای و نظارت شدیدتر دارد؛
  • بانک‌های مرکزی از ابزارهایی مانند تسهیل کمی (QE)، خطوط اعتباری اضطراری و کاهش سریع نرخ بهره استفاده می‌کنند؛
  • ارزها دیگر به طور مستقیم به استاندارد طلا گره نخورده‌اند، بنابراین فضای مانور برای سیاست‌های پولی و مالی ضد رکود بیشتر است.
برای تحلیلگران بازار، مطالعه رکود بزرگ کمک می‌کند تا ساختار و زنجیره شکل‌گیری یک رکود اقتصادی را بهتر بفهمند و در مواجهه با نشانه‌های حباب، سفته‌بازی و ضعف سیستم بانکی، دید دقیق‌تری نسبت به ریسک‌ها داشته باشند.

نتیجه‌گیری

رکود بزرگ ۱۹۲۹ نقطه عطفی بود که نشان داد خطاهای انباشته در بازار سهام، نظام بانکی و سیاست‌گذاری اقتصادی چگونه می‌تواند یک بحران مالی محدود را به رکودی جهانی و دگرگونی سیاسی و اجتماعی گسترده تبدیل کند. این تجربه، به بازتعریف نقش دولت در اقتصاد، تقویت سیاست‌های مالی و پولی ضدچرخه‌ای و شکل‌گیری چارچوب‌های نظارتی جدید بر بانک‌ها و بازار سرمایه انجامید.  برای فعالان امروز بازارهای مالی، رکود بزرگ یک هشدار ماندگار است که رشد قیمت دارایی‌ها بدون پشتوانه واقعی و بی‌توجهی به ریسک سیستماتیک سرانجام خود را در قالب رکود، بیکاری و بحران اعتماد نشان می‌دهد.
ادامه خواندن
not-found
calendar 9 آذر 1404
rate banner
به این مقاله امتیاز بدهید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

نه ممنون